شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

368

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

( * 84 ) - مربع دعت : جاىباش سكينه و راحت . ( * 85 ) - گويند روزه سنتى بود كه . . . : در تاريخ بلعمى و شاهنامه كهن اشاره‌اى به سنت روزه نهادن ، نشده است . ( * 86 ) - ديوان ستنبه : ديوان زشت و كريه . ستنبه : صورتى بغايت زشت را گويند . ( * 87 ) - إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ . . . : شيطان سخت شما را دشمن است ، شما هم او را دشمن داريد . او حزب و سپاهش را براى اغواى شما مهيا ساخته تا همه را ( مانند خود ) اهل دوزخ گرداند . آيه 6 سوره 35 ( فاطر ) . ( * 88 ) - تظنّ العوارى . . . : گمان مىكنى عاريتها بازخواسته و امانتها بازگردانده نمىشوند . ( مواهب اين جهانى امانت و عاريتى است و پس از مدتى از انسان گرفته مىشود ) . ( * 89 ) - هذا هو اليوم المصدّق . . . : اين همان روزى است كه وعده آن بر زبان دين براى جهانيان تصديق شده بود ، روزى كه به شرايط قيامت برپاشده و نه مال در آن شفاعت كننده است و نه فرزندان . ( * 90 ) - يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ . . . : اى نفس قدسى ! مطمئن و دل‌آرام ( به ياد خدا ) امروز به حضور پروردگارت بازآى كه تو خشنود و او راضى از ( اعمال نيك ) تو است . آيه 28 سوره 89 ( الفجر ) ( * 91 ) - هو الطّائر القدسىّ . . . : او پرنده قدسى است و توجه او به سوى آشيانه‌اش است . ( * 92 ) - مستحيل : محال شمرده شده ، ناروا دانسته شده . ( * 93 ) - عجوز تمنّت ان تكون . . . : پيرزنى است كه آرزو كرد دختر جوانى شود و حال آنكه پهلوهايش نزار و تكيده گشته و پشتش خميده شده است . ذخيره غذاى خانواده‌اش را نزد عطار مىبرد ( تا از او دارويى براى جوان شدن بگيرد ) آنچه را كه زمانه آن را تباه كرده ، اصلاح مىكند . ( امثال و حكم عبد القادر رازى ، ص 309 ) ( * 94 ) - و لو قلم القيت . . . : اگر در شكاف سر قلم اشكالى ايجاد كنى ، خط نويسنده را تغيير نمىدهى . ( * 95 ) - مفضى : به ضم اول و سكون دوم ، رساننده .